ميرزا حسن حسينى فسايى

283

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

عيد نوروز كه روزى مبارك و خاتمه سال و فاتحه دور سلطنت و جلال بود ، شاهزاده بر اورنگ سلطنت و سرير مملكت قرار گرفت و او را به مباركى و ميمنت ، پادشاه اسلام ، غازان خان سلطان - محمود شاه گفتند و درهم و دنانير كه در شكل مربع بود « 1 » تغيير داده ، مدور ساختند و در ميان سكه ، لا إله الا اللّه ، محمد رسول اللّه نقش بستند . در سال 695 : ملك الاسلام ، شيخ ابراهيم ، جمال الدين شيخ الاسلام طيبى « 2 » ، براى احتياط مصالح ، از شيراز به جانب سواحل فارس ، روانه گرديد و از اتفاق در همين سال ، دوستى ملك فخر الدين « 3 » احمد طيبى و بهاء الدين اياز هرمزى ، بار عداوت آورده ، خدمت ملك الاسلام ، پيغام فرستاد كه حقوق ولىنعمت را فراموش نمىكنم و اگر ملك فخر الدين بخواهد مرا تلف كند به قدر وسع خوددارى كنم ، سر در خطر است نيست بازىكارى * در جان سخن است نيست كوچك‌سخنى و ملك فخر الدين احمد را مصلحت نيست كه با لشكر جاشو با مثل من محاربت كند كه آنها بر خلاف من نفس نكشند تا چه رسد كه تيغ كشند و آن نصيحت فايده نداد ، چون لشكر ملك - فخر الدين در برابر بهاء الدين اياز رسيدند ، جاشوها تيغ بر لشكر ملك فخر الدين گذاشته ، جماعتى را كشتند و باقى ، راه فرار گرفتند و با وجود اين قدرت از بهاء الدين اياز « 4 » باز در انقياد ملك الاسلام آمده ، سر مطاوعت را پيش داشت و رعايت حق او را مبذول نمود و چون در سال پيش كه ايلچى شاهزاده غازان خان براى اخذ وجوه خالصه‌جات ديوانى از ملك الاسلام به شيراز آمده ، مأيوس گشته بازرفت . در اين سنه [ 695 ] : اهل غرض در خدمت غازان خان سلطان محمود ملك الاسلام را بر خلاف گفتند « 5 » و از پاى تخت سلطنت امير هرقداق « 6 » مأمور گشته ، به شيراز آمد كه با ملك الاسلام بر طريقه نامرضى سلوك كند ، چون ملك الاسلام در دولت‌خانه كيش براى جنگ با بهاء الدين اياز توقف داشت « 7 » ، بعد از اطلاع بر امير هرقداق به وسيلهء رسل و رسائل ، ساحت خود را از جانب خلاف در حضرت ايلخان منزه داشت پس فرمان استمالت و تشريف خاص به مصاحبت محمد جوشى رسيد و در احضار ملك الاسلام به صوب سرير سلطنت مبالغت رفته بود و ملك الاسلام از دولت‌خانه كيش با خزانه و استعداد لايق به شيراز آمد و ايلچيان را خدمات پسنديده نموده ، متوجه بندگى حضرت ايلخان گرديد و بوسيله وزراء و امراء در جوار اردوى

--> ( 1 ) . اين كار به پيشنهاد امير نوروز وزير غازان صورت گرفت . ر ك : جامع التواريخ ، ج 2 ، ص 918 . و ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 198 . ( 2 ) . ر ك : شيرازنامه ، ص 99 . ( 3 ) . ر ك : شيرازنامه ، ص 101 . ( 4 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 202 . ( 5 ) . سخن‌چين ( عز الدين مظفر ) بود . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 202 . ( بعدا او را سر بريدند . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 205 ) . و ر ك : شيرازنامه ، ص 100 . ( 6 ) . در متن : ( امير پربداق ) است ولى در تحرير تاريخ وصاف ، ص 200 و 201 و 202 : ( هرقداق ) است كه مطابق آن تصحيح شد . در جامع التواريخ ، ( ج 2 ، ص 925 ) نيز : ( هورقوداق ) آمده است . و ر ك : تاريخ مغول ، ص 262 و 263 : ( هرقداق ) . اين اشتباه از روضة الصفا ، ( ج 5 ، ص 20 ) ، به فارسنامه راه يافته است . ( 7 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 202 .